در گفتگو با رضا ماحوزی مطرح شد:

حضور ما در عرصه جهانی بر اساس میزان عرضه ما در فضای سایبری در دنیا خواهد بود

دبیر هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی در دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: دانشگاه در عین ارتباط با هر نظام سیاسی و دولت و اقتصاد باید یک هویت مستقل داشته باشد.

به گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، مدیریت هم اندیشی اساتید نهاد گفتگوی  با دکتر رضا ماحوزی استادیار فلسفه، معاون پژوهشی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دبیر هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی در دانشگاه شهید چمران اهواز داشت که مشروح این گفتگو بدین شرح است.

رضا ماحوزی استادیار فلسفه و معاون پژوهشی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی ودبیر هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی می‌باشد که به صورت تخصصی در فلسفه آموزش فعالیت می‌نماید؛ وی در دانشگاه شهید چمران اهواز مشغول به کار شد و پس از آن ۱۰ سال است که در موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی مشغول فعالیت‌های پژوهشی می‌باشد.

وی انتشار چندین کتاب در حوزه فلسفه را در کارنامه فعالیت‌های علمی خود دارد، اولین کار منتشر شده آقای ماحوزی، مفهوم جوهر در متافیزیک تحلیلی است که جایزه فصل بهار سال 92 را به خود اختصاص داد. از ایشان چند کتاب در حوزه فلسفه علم و فلسفه زیبایی شناسی منتشر شده است.

دکتر ماحوزی در ابتدا گفت: استادان ما باید در خویش این خودآگاهی را ایجاد کنند که به عنوان استاد دانشگاه این کشور چه وظایفی علاوه بر بعد آموزشی برعهده دارند. تا بتواند دانشجویی تربیت کنند که علاوه بر بعد علمی در ابعاد مختلف نیز در جامعه خدمت کند.

مرکز هم اندیشی اساتید: مهمترین چالش‌های فراروی دانشگاهیان اعم از استاد و دانشجو چیست؟

دکتر ماحوزی: دانشگاه فرآورده یک نهاد اجتماعی است. اما علی رغم اینکه اجتماعی است باید منطق متفاوت از جامعه را داشته باشد. دانشگاه از دل اجتماع بروز کرده و فعالیت می‌کند. از دل نیازها و تشخیص‌های جامعه بر می آید. ولی دلیل بر این نیست که منطقی که در جامعه حاکم هست در دانشگاه هم باشد.

من سعی کردم به بحث هویت دانشگاه و استقلال دانشگاه بپردازم. بزرگترین نقص دانشگاه را فقدان هویت و منطق مستقل لحاظ می‌کنم. دانشگاه در عین ارتباط با هر نظام سیاسی و دولت و اقتصاد باید یک هویت مستقل داشته باشد. برای حراست از این منطق اصرار داشته باشد و اجازه ندهد منطق دیگری بر دانشگاه تحمیل بشود.

در خصوص مهاجرت مغزها سهم این مولفه را چقدر می بینید؟

در پژوهشی که برای صدا و سیما انجام دادم به این موضوع اشاره کردم. مساله مهاجرت استادان در قرن اخیر بیشتر از اینکه شکل مهاجرت داشته باشد، شکل گردش دارد. متخصصین کشورهای مختلف برای کسب فرصتهای جدید شغلی و آشنایی با فناوری های جدید در دنیا در حال گردش هستند. اگر ما هم وارد این گردش گردیم و متخصصین رفت و آمد کنند  سود آن به نظام دانشگاهی ما هم خواهد رسید. اما متاسفانه الان این جاده یکطرفه است. باید وارد گردش جهانی شویم تا از تجربیات آنان استفاده کنیم و تجربیات خودمان را در اختیار دیگران بگذاریم.

مهمترین مانع این قضیه چیست؟

یکسری موانع فرهنگی و اجتماعی در این حوزه وجود دارد. آن اینست که قدر حداقل گردشی را هم که در دانشگاه‌ها داریم نمی‌دانیم.

فرآیند یک محصل خارجی از زمانیکه ایران را برای تحصیل انتخاب می کند تا زمانیکه از یکی از دانشگاهها فارغ التحصیل بشود را در نظر بگیرید، یک و نیم برابر مدت زمان تحصیل دیگر دانشگاه‌های معتبر در کشورهای جهان است. باید این زمان را کاهش بدهیم از مشکلات استعلام و ویزا و کارهای خارج از دانشگاه تا روند خاص در وزارت علوم و وزارت خارجه.

باید یک برنامه کلان نوشته شود و هماهنگی‌های لازم انجام بگیرید. این کار باید آینده علم و فناوری در ایران را تضمین کند. آینده ایران باید بر مرزهای علم و فناوری باشد. بر اساس فرموده مقام معظم رهبری مانع زدایی شود.

شبکه‌های اجتماعی چه تاثیری بر کمیت و کیفیت علمی اساتید و دانشجویان گذاشته است؟

بر اساس پژوهش‌های موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی که در یک سال و نیم گذشته در ایران و دیگر دانشگاه‌های جهان در حوزه آینده نظام آموزش عالی انجام گرفته است، با قاطعیت می‌توان گفت که دیگر به گذشته برنخواهیم گشت. اگر این موضوع تبدیل به یک برنامه جدی شود، دیگر فضای سایبری یک فضای مخل و موازی نیست. ارتباط دانشگاه‌ها و ارتباط با دانشگاه‌های دیگر کشورهای جهان بدون نیاز به ویزا و وقت‌های طولانی و هزینه زیاد برای مسافرت اتفاق خواهد افتاد. این ظرفیت‌های بزرگی است که باید در دستور کار نهادهای متولی قرار بگیرد. دیگر ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم در یک مجمع جهانی ما را دعوت کنند.

رسالت اساتید و دانشگاهیان در تبیین و تحقق بیانیه گام دوم چیست؟

خواهشی که دارم این هست که دوستان عزیز بجای اینکه برنامه ها را بر قامت یک شخص استوار بکنند، بر قامت عقلانیت استوار کنند. ما بیاییم ببینیم آینده ایران اقتضایش چه نوع از قدرت است. گام دوم گامی است که ما را می تواند به آینده قدرتمند برساند. که اولین نفع آن  برای خود مردم ایران باشد. اگر قرار است دانشگاه تضمین کننده آینده این سرزمین باشد. راه نجات مردمان این سرزمین که در منطقه ای قرار گرفته است که از همه طرف آن مورد تهدید قرار گرفته است. در شاهراهی قرار گرفته است که همواره مورد توجه و تهدید است. اما دارای مردمانی آزاده، قهرمان و اخلاق مدار بوده و خواهان کار و تعامل با جهان هستند. از طرفی استعدادهای زیادی در این سرزمین وجود دارد. باید به سمت عقلانیت بیشتر، به سمت آزادی و استقلال بیشتر حرکت کنیم. باید گام‌هایی را برداریم که درگیر این روزمرگی‌ها و درجازدن‌ها نگردیم. اگر گام‌های ما هر چندهم کوچک باشد، مجموع این گامهای کوچک نشان می دهد نسبت به 5 یا ۱۰ سال گذشته گام‌هایی برداشته شده است.

مردم ما استحقاق زندگی بهتر را دارند. اما نه با این با شعارهایی که در تب داغ زمان انتخابات ارایه می‌شود،که با گذشت اندک زمانی کنار گذاشته می‌شود. باید با برنامه‌ای که تبدیل به برنامه‌های بلند مدت می‌شود به این مهم دست پیدا کنیم. در اولین قدم ما باید به دانشگاه‌ها اعتماد کامل کنیم.

دانشگاه‌های ما باید برنامه‌های متعددی برای رشد کشور ارایه دهند. نباید حتی به یک برنامه اکتفا نمود. باید دانشگاه‌های متعدد با برنامه های متعدد فعالیت کنند و برنامه ارایه دهند. باید دانشگاه‌های محلی و مناطق مختلف در عین اینکه در برنامه‌های ملی برنامه ارایه می‌دهند. باید برنامه هایی برای حل مشکلات منطقه‌ای و محلی خود نیز ارایه دهند. دانشگاه‌ها باید در برنامه‌های اجرایی استقلال داشته باشند.

جایگاه اساتید در بالا بردن روحیه امید و بالندگی در بین دانشگاهیان چگونه است؟

وقتی از آموزش صحبت می‌کنیم، بیش از یک کلاس درس است. ما از آموزش و شخصیت حرف می‌زنیم. شخصیت هم دو بعد اجتماعی و اخلاقی دارد. می‌بیند که جامعه ما جامعه آسیب پذیری شده است و شرایط عادی ندارد. استاد و دانشجو وقتی خودشان را در یک منظومه بزرگتر اجتماعی می‌بینند. این منظومه ایی که در ابعاد مختلف روابط منطقه‌ای و بین المللی دچار آسیب شده است. در این شرایط خودش را شبیه جامعه آسیب پذیر می‌بیند و می‌پذیرد شرایط شرایط مثبت و نرمالی نیست. در این شرایط وقتی بحران شدیدتر می‌شود، کار و وظیفه مجموعه‌های دانشگاهی و علمی چندین برابر می‌شود. لذا  کار باید چند برابر بشود. لازمه خروج ازاین بحران نسخه‌های شفا بخش است، که با تعلل و کنار کشیدن نمی‌توان نتیجه گرفت. لذا باید کار بیشتری انجام داد و تحمل سختی ها را داشت. باید در مقابل سختی ها مقاومت کرد و کمک کرد تا دانشجویان با انرژی بیشتری فعالیت کنند.

استادان ما باید در خویش این خودآگاهی را ایجاد کنند،که به عنوان استاد دانشگاه این کشور چه وظایفی علاوه بر بعد آموزشی برعهده دارند. تا بتواند دانشجویی تربیت کنند که علاوه بر بعد علمی در ابعاد مختلف نیز در جامعه خدمت کند.

پیشنهاد شما برای تقویت مرجعیت فکری دانشگاه و دانشگاهیان در جامعه چیست؟

به نظر می‌رسد باید منتظر باشیم مراجع بیشتری در آینده ظهور کند. الان از سلبریتی ها صحبت می شود. شاید در آینده باید منتظر شخصیت های مثلا اقتصادی یا اجتماعی یا دینی باشیم. یا حتی شخصیت های سیاسی و حتی گروه های دیگری که الان به آنها فکر نمی‌کنیم.

اما اگر دانشگاه می‌خواهد مرجعیت فکری و علمی خود را حفظ کند، باید آرمان اولیه خود را محقق کند. ما احتیاج به دانشگاهی با هویت و شانیت  مستقل نیاز داریم تا  بر اساس منطق خودش عمل کند. اگر این مرجعیت به دست آید، سایر مراجع برای تبیین حرف‌های خودشان دوباره به دانشگاه رجوع می‌کنند.

دانشگاه باید به جایگاه و قلمرو خودش برگردد. دانش و فناوری را در درون خودش و بین کنشگران پیش ببرد. متوجه باشد که منطق علم و دانشگاه حقیقت جویی هست نه توجیه جامعه و برآورد کردن خواسته های اقتصاد دان ها و سیاسیون. اگر یک دانشمند هماند یک سیاستمدار رفتار کند و پا در کفش دیگران کند، آسیبهای بزرگی را در جامعه بوجود می آورد.

بی تعارفترین جمله و حرف دلتون را بزنید؟

برای من این هست که برای 5 سال آینده خودم از الان برنامه بدهم؛ نه اینکه هر سال و هر فصل از سال برنامه خاص خودش رو داشته باشم. انسان باید تا اندازه ای انتظار تثبیت شرایط آینده را داشته باشد که جز با برنامه ریزی امکان پذیر نیست. برنامه‌ها موقتی هست. از بهار سال گذشته تابحال تحلیل‌های ما ۱۰ بار عوض شده که این خیلی بد است.

کلمات کلیدی
نشریات
مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی
مدیریت در دانشگاه
اسلامی
فرهنگ در دانشگاه
اسلامی
نشریه
معارف
پرسمان
دانشجویی
مطالعات اسلامی
در حوزه سلامت
پیوندها