شماره خبر :٥٢٧٥١٧

ارسال به دوست نسخه چاپي

تاریخ انتشار خبر : شنبه ٢٥ شهريور ١٣٩٦
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدیان:
کسانی که می‌گویند «در دانشگاه‌ها مشکل دین‌گریزی داریم» یا مغرضند یا فضای دانشگاه‌ را نمی‌شناشند/ اگر استاد معارف به انقلاب و نظام متعهد نباشد، قطعاً جایش اینجا نیست
مأوا: حجت الاسلام محمدیان گفت: بنده معتقدم قریب به اتفاق دانشجویان ما دارای قلب‌های پاک و نورانی بوده و حتماً از ما پاک‌تر و متدین‌تر هستند. ما مشکل دین‌گریزی نداریم، کسانی که می‌گویند «در دانشگاه‌ها مشکل دین‌گریزی داریم» یا فضای دانشگاه‌ را نمی‌فهمند، یا اغراض دیگری دارند. جوان‌های ما اصلاً دین‌گریز نیستند، بلکه بسیار هم به دین علاقه‌مند هستند

به گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها (مأوا)، حجت الاسلام والمسلمین محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در گردهمایی مدیران و اساتید معارف دانشگاه ازاد اسلامی گفت: امروز مسئولین دانشگاه آزاد، عزم راسخ دارند که این دانشگاه را در تراز انقلاب اسلامی قرار دهند. دانشگاه آزاد هم واقعاً این ظرفیت را دارد که بتواند تمام آرمان‌هایی که در انقلاب اسلامی برای فضای آموزش و پژوهش کشور ترسیم شده را به منصۀ ظهور برساند؛  هم در بخش آموزش و پژوهش و هم در فرهنگ و مدیریت.

استاد معارف علاوه بر گزاره‌های درسی، باید پاسخگوی مشکلات روز جامعه هم باشد        
قبل از هرچیز، جا دارد از زحمات یکایک شما، اساتید و مدیران محترم گروه‌های معارف، در این سنگر دروس معارف اسلامی تشکر کنیم، و آرزوی موفقیت بیشتر برای شما عزیزان داشته باشم.

کسانی که با حساسیت‌های دروس معارف آشنا هستند، می‌دانند در بین دروسی که در دانشگاه‌ها ارائه می‌شود سخت‌ترین درس همین درس معارف است. در اصطلاح طلبگی می‌گویند «سهل و ممتنع» است؛ یعنی از یک جهت، ارائه کردن این درس‌ها خیلی آسان است، ولی از یک جهت دیگر، واقعاً سخت و طاقت‌فرسا است و کار بسیار سنگینی بر دوش اساتید دروس معارف، قرار دارد.

تدریس دروس معارف اسلامی، فقط این نیست که چند تا گزاره را به دانشجویان منتقل کنیم. استاد معارف بنا نیست فقط یک‌سلسله گزاره‌های دینی را مطرح کند، برایش استدلال بیاورد و سعی کند که ذهن دانشجو را وادار به پذیرش آن کند؛ بلکه علاوه بر این‌ها باید سرِ کلاس معارف، نسبت به خیلی از مسائل و مشکلات اجتماعی کشور نیز پاسخگوی سؤالات دانشجویان باشد.

امروز دانشجویان از استاد معارف انتظار دارند دربارۀ مفاسد و معضلات اجتماعی هم توضیح دهد
مثلاً اگر در اخبار روز گذشته، خبر مهمی منتشر شده باشد، استاد معارف در کلاس درس، باید پاسخگوی آن موضوع هم باشد. یا اگر در مدیریت دانشگاه، اتفاقی بیفتد که باعث شود استاد یا دانشجو، احساس بدی نسبت به آن پیدا کنند، اولین کسی که باید پاسخگو باشد، استاد معارف است.

یا اگر دانشجو با مشکل مالی روبرو باشد، او ممکن است استاد معارف را هم مقصر بداند، چرا که می‌گوید: «بالاخره همین‌ها هستند که دارند کشور را اداره می‌کنند!» یا اگر سخن از حقوق‌های نجومی به میان بیاید، استاد معارف باید دانشجوها را توجیه کند که «باور کنید همه نمی‌خورند! فقط یک‌عده نامرد هستند که دارند می‌خورند!»

آن روزی که استاد شهید مطهری دربارۀ اسلام سخن می‌گفت، کسی به ایشان نمی‌گفت: «شما برای این فسادها و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد، چه‌کار کرده‌اید؟!» شهید مطهری زبان بسیار برّنده‌ای در برابر فسادها و مشکلات جامعه داشت. اما امروز استاد معارف ما در مقابل خیلی از مشکلات باید پاسخ بدهد؛ خصوصاً در دانشگاه آزاد که دانشجو می‌پرسد: «شهریه‌ای که من می‌پردازم، کجا دارد خرج می‌شود؟» این سؤالی است که طبیعتاً در دانشگاه آزاد، برای دانشجو مطرح است.

امروز مسائل و مشکلات زیادی در جامعه وجود دارد که استاد معارف وقتی سرِ کلاس می‌خواهد از خدا، پیغمبر، انقلاب، شهدا، امام و رهبری سخن بگوید، باید به این مسائل هم توجه داشته باشد. لذا این کار، امروز خیلی سخت شده است و سطح انتظارات دانشجویان از استاد معارف، نسبت به اساتید سایر دروس، بالاتر رفته است. دانشجویان از استادی که در یک رشتۀ مهندسی تدریس می‌کند، توقع ندارند که نسبت به مفاسد اجتماعی جامعه هم پاسخگو باشد و توضیح دهد. ولی استاد معارف با این مسائل هم مواجه است؛ و از این جهت ارائۀ درس معارف، کار سختی است.

بخش عمده‌ای از تأثیرگذاری اساتید معارف، منوط به عملکرد صحیح ما مسئولین است
اگر مدیران یا رؤسای واحدهای مختلف دانشگاه، نسبت به شایسته‌سالاری، حساسیت لازم را نداشته باشند، و دانشجویان و اساتید آن مجموعه احساس کنند که در عزل و نسب مدیران یا معاونین، یک‌مقدار رفاقت و روابط شخصی هم مطرح هست، یا در خرج کردن بیت‌المال، دقت لازم وجود ندارد، طبیعی است که استاد معارف ما در آن واحد، موفق نخواهد شد.

امروز بخش عمده‌ای از تأثیرگذاری اساتید معارف، منوط به نحوۀ فعالیت و کاری است که ما مسئولین انجام می‌دهیم. البته مردم از ما انتظار ندارند کار فوق‌العاده‌ای انجام دهیم، بلکه توقع دارند همین کار عادی خودمان را درست انجام دهیم و «پارتی‌بازی» و «رانت‌بازی» را کنار بگذاریم.

کسانی که می‌گویند «در دانشگاه‌ها مشکل دین‌گریزی داریم» یا مغرضند یا فضای دانشگاه‌ را نمی‌شناشند
بنده معتقدم قریب به اتفاق دانشجویان ما دارای قلب‌های پاک و نورانی بوده و حتماً از ما پاک‌تر و متدین‌تر هستند. اصلاً به ظاهر این جوان‌ها نگاه نکنید که گاهی ممکن است مطابق مدِ روز باشد، دل‌های آن‌ها مالامال از صفا و نورانیت است. اگر مشکلاتی هست، مربوط به ما مسئولین است که به‌نام دین و اسلام و انقلاب، مسئولیت‌ها را به‌دست گرفته‌ایم ولی آن‌چنان که شایسته است، ارزش‌ها را رعایت نکرده‌ایم.

اگر جایی مشکلاتی هست، به این تضادها برمی‌گردد که امثال بنده، به‌نام اسلام و دین و پیغمبر، رفتاری از خودمان نشان داده‌ایم که زیبندۀ این ادعاها نبوده است. اگر این مشکل را تا حدی بتوانیم حل کنیم، بسیاری از مسائل دیگر، حل می‌شود. 

ما مشکل دین‌گریزی نداریم، کسانی که می‌گویند «در دانشگاه‌ها مشکل دین‌گریزی داریم» یا فضای دانشگاه‌ را نمی‌فهمند، یا اغراض دیگری دارند. جوان‌های ما اصلاً دین‌گریز نیستند، بلکه بسیار هم به دین علاقه‌مند هستند، اما یک دینی شنیده‌اند که گاهی آن را در رفتار ما نمی‌بینند.

وقتی ما به جوان‌های‌مان دین را یاد دادیم، ارزش‌هایی را مطرح کردیم که گاهی این ارزش‌ها با آنچه در رفتار ما می‌بینند تضاد دارد و همین تضادهاست که ذهن آن‌ها را به‌هم می‌ریزد و رفتارهایی در سایۀ این تضادها ایجاد می‌شود.

دانشگاه آزاد می‌تواند تمام آرمان‌های انقلاب در فضای آموزش و پژوهش را محقق کند
 جناب آقای دکتر رهبر! با آمدن شما به دانشگاه آزاد، خیلی امیدها ایجاد شده است، بارقۀ امید در دلِ نیروهای ارزشی و انقلابی زده شده است و امیدوار شده‌اند. بناست آن شعارهایی که به‌عنوان ارزش‌های دینی مطرح کرده‌ایم، در دورۀ شما و با حضور شما در دانشگاه اجرا شود. این خیلی امید بزرگی است.
درست است که اساتید معارف، فرصت‌های بسیاری در اختیار دارند، اما مسائل دیگری هم در بخش آموزش و پژوهش دانشگاه وجود دارد که باید اصلاح شود، و مسائلی هم در مدیریت دانشگاه وجود دارد که از شما انتظار می‌رود این‌ها اصلاح شود. اگر این مسائل اصلاح شود، شما در واقع 80 تا 90درصد کار دوستان معارف را هموار کرده‌اید. آن‌وقت انتظار می‌رود که دوستان ما هم 100درصد در کار خودشان فعال بشوند.

امروز مسئولین ارشد دانشگاه آزاد، عزم راسخ دارند که این دانشگاه را در تراز انقلاب اسلامی قرار دهند. و این دانشگاه هم واقعاً این ظرفیت را دارد که بتواند تمام آرمان‌هایی که در انقلاب اسلامی برای فضای آموزش و پژوهش کشور ترسیم شده است را به منصۀ ظهور برساند؛  هم در بخش آموزش و پژوهش و هم در فرهنگ و مدیریت.

اصلِ کار ما در دروس معارف، معرفی حقیقت و «باطن دین» به دانشجویان است
در اینجا می‌خواهم نکته‌ای را در بخش معارف خدمت شما عرض کنم. بحث‌های تخصصی، مانند سرفصل‌ها، ارتقا و جذب اساتید و... همه در جای خودش محفوظ است، اما اصلِ کار ما در دروس معارف، این است که بتوانیم حقیقت دین را برای دانشجویان بیان کنیم، و باطن دین را به آن‌ها معرفی کنیم.

بین دنیا و آخرت یک فرقی هست: هرچه به دنیا مربوط است، ظاهرش خیلی جذاب و زیبا و تزیین‌شده است، ولی باطنش، هیچ و پوچ است و مانند سراب است. اما آنچه مربوط به آخرت است، ظاهرش سخت و تلخ است و باطنش شیرین و جذاب است. مثل نماز و جهاد، که ظاهرش سخت است اما باطنش بسیار زیباست. اهل دنیا و آخرت هم، این تفاوت را دارند. اهل دنیا ظاهرشان برای خیلی‌ها جذاب است ولی باطن‌شان ظلمانی و متعفن است. اهل آخرت هم ظاهرشان در چشم مردم کوچک و ناچیز دیده می‌شود، اما باطن‌شان نور و حلاوت است.

دین هم یک ظاهر دارد و یک باطن دارد. و بخشی از سختی کار ما این است که بناست ما این باطن زیبا را به جوانان نشان دهیم. اگر ما نتوانیم باطن دین را معرفی کنیم، با ظاهر دین خیلی نمی‌شود کاری کرد.

اهل کوفه بااینکه ظواهر دین را داشتند، اما به‌واقع دین نداشتند
ایام محرم نزدیک است، این عبارت امام حسین(ع) را چطور معنا کنیم؟ حضرت خطاب به لشکر کوفیان فرمود: «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَاد َ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم‏»(لهوف/120) در واقع معنایش این است که «شما دین ندارید!» درحالی‌که لشکر کوفه به رسالت پیامبر(ص) و «لااله‌الاالله» شهادت می‌دادند و اهل نماز و روزه و حج و زکات هم بودند. آنها همۀ ظواهر دین را داشتند ولی حضرت به آنها فرمود: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید!»

دین چیست که کوفیان بااینکه ظواهر دین را داشتند، اما به‌واقع دین نداشتند؟ باید باطن دین را بیان کنیم. دین یعنی «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ»(بقره/256) قبل از ایمان به خدا، باید کفر به طاغوت داشته باشیم. و کوفیان در واقع آلتِ دست طاغوت شده بودند، بااینکه همۀ ظواهر دین را هم داشتند. عمربن‌سعد هم وقتی اولین تیر را به سمت خیمه‌گاه امام حسین(ع) پرتاب کرد به لشکریانش گفت: «به سوی بهشت بشتابید!»

آدم حرام‌خوار حتی اگر معرفت و محبت به امامش داشته باشد، در راه حق باقی نمی‌ماند
امام حسین(ع) در کربلا سخنی دارد که نشان می‌دهد چرا کوفیان به آن حال و روز افتادند که در مقابل فرزند پیامبرشان ایستادند و او را به قتل رساندند؟ حضرت به آن‌ها فرمود: «شکم‌های شما از حرام پر شده است»(مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ؛ بحارالانوار/45/8) کسی که شکمش پُر از حرام شده باشد، حتی اگر معرفت و محبت به امامش هم داشته باشد، این شکم پُر از حرام، نمی‌گذارد انسان در مسیر حق باقی بماند.

حرام‌خواری مردم کوفه به‌خاطر دزدی از خانۀ همسایه یا سرقت از بازار نبود، بلکه ناشی از استفادۀ نامشروع از بیت‌المال بود. پس آن مال حرامی که امام حسین(ع) می‌فرمود، در واقع از بیت‌المال بود، درحالی‌که امروز هم برخی معتقدند «بیت‌المال از شیر مادر هم برای‌شان حلال‌تر است!» و می‌گویند: «هرچه می‌توانی از آن بخور!» در این‌صورت انتظار دارید حرف‌های ما بر آن‌ها اثر بگذارد!

مگر علی(ع) بلد نبود به بعضی‌ها رانت بدهد تا کارش پیش برود؟!/ او حاضر نشد برای پیروزی خود از راه‌های باطل استفاده کند
ما باید این مسائل اصلی دین را به مردم بگوییم. باید بگوییم: «دین یعنی مبارزه با ظلم، هرجا که باشد؛ چه در داخل و چه در خارج! دین یعنی مبارزه با حرام‌خواری، دین یعنی حفظ بیت‌المال!» مگر امیرالمؤمنین(ع) بلد نبود از بیت‌المال خرج کند؟! مگر ایشان بلد نبود از این رانت‌ها و امتیازها به برخی بدهد تا علیه ایشان کارشکنی نکنند؟!

حتی برخی دوستان علی(ع) به ایشان گفتند: حقِ ما از بیت‌المال را به آن عده‌ای بده که مدام کارشکنی می‌کنند، بلکه دست از این کارها بردارند! اما حضرت فرمود: «از من می‌خواهید به‌وسیلۀ ظلم، دنبال پیروزی باشم؟! اگر مال شخصیِ خودم هم باشد این کار را نمی‌کنم، چه رسد به بیت‌المال!»

اگر علی(ع) در تاریخ ماند، به‌خاطر همین بود که حاضر نشد برای پیروزی خودش از راه‌های باطل استفاده کند. مگر طلحه و زبیر از حضرت چه می‌خواستند؟ دو تا استان(کوفه و بصره) را می‌خواستند که استاندار شوند. و اگر حضرت این را می‌داد، دیگر جنگ جمل اتفاق نمی‌افتاد. ولی الان هم خیلی‌ها هستند که برای رسیدن به یک پُست و مقام، صدتا واسطه جور می‌کنند که بالاخره به آن برسند.

باید بتوانیم باطن دین را به جوان‌ها بگوییم؛ باطن دین خیلی جذاب است. به‌فرمودۀ امام رضا(ع) «اگر مردم با دین آشنا بشوند، خودشان به سمتش می‌آیند» پس کافی است که ما باطن زیبای دین را به مردم نشان دهیم، و البته در عمل خودمان هم، آن را به‌کار بگیریم.

خروجیِ کلاس معارف، باید چه باشد؟
باید ببینیم که خروجی کلاس معارف چیست؟ حداقلش این است که یک دانشجو وقتی دورۀ کلاسش تمام شد، دربارۀ ما بگوید: «این‌ها حرف‌های جدی و قابل اعتنایی دارند؛ این‌طور نیست که همه‌اش شعار باشد!» ضمن اینکه باید دانشجوها یک اُنسی هم با خدا و قرآن پیدا کنند و یک علاقه‌ای به اولیاء خدا پیدا کنند. باید ببینند که دین‌داران و کسانی که از دین حرف می‌زنند، خودشان انصاف خوبی دارند و هر کار غلطی را توجیه نمی‌کنند. اگر چیزی را بلد نبودند، با صراحت می‌گویند «بلد نیستم! اما می‌روم مطالعه می‌کنم و جواب شما را پیدا می‌کنم» همین چیزهاست که اعتماد ایجاد می‌کند. چه کسی گفته است «استاد معارف هر سؤالی را باید بتواند جواب دهد؟!» اتفاقاً این نشان می‌دهد او اصلاً سواد ندارد.

بچه‌ها باید حس کنند که از خودِ این استاد معارف یک بوی معنویتی به مشام می‌رسد. هزاران تُن گل مصنوعی هم اگر در جایی باشد، کسی خم نمی‌شود آن‌ها را بو کند، اما گاهی یک گل طبیعی کوچک در گوشه‌ای باعث می‌شود خیلی‌ها تا حدّ رکوع خم شوند و آن را بو کنند. باید دانشجو در استاد معارف یک عطری از معنویت احساس کند تا جذب شود. وقتی دورۀ کلاس تمام شد، دانشجو باید حس کند که از این مباحث، یک بوی حقیقت استشمام می‌کند؛ گویا یک خبرهای دیگری هم هست، و یک آخرتی هست! اگر این حس به او دست ندهد، معلوم می‌شود کلاس ما موفق و مؤثر نبوده است.

اگر استاد معارف به انقلاب و نظام متعهد نباشد، قطعاً جایش اینجا نیست
چه بخواهیم و چه نخواهیم، بالاخره دانشجوها ما را وابسته به این نظام و کارگزار این نظام می‌دانند. حتی اگر یک استاد بخواهد خودش را طوری نشان دهد که خیلی وارد این وادی نشود. بالاخره غیر از این لباس روحانیت که به تن داریم، خودِ عنوان درس معارف نشان می‌دهد که «این‌ها از طرف نظام آمده‌اند» و رسالت ما هم این است که از این نظام و انقلاب دفاع کنیم؛ البته دفاعِ حکیمانه! اصلاً این کلاس‌ها به برکت همین نظام ایجاد شده است، و محصول خون شهیدان است.

مگر می‌شود یک استاد معارف، تعهدی نسبت به ارزش‌ها و اصول انقلاب در خودش احساس نکند و بگوید «این مسائل به من چه ربطی دارد؟!» این کمال بی‌انصافی است که استاد معارف، فقط خدا و نبوت و امامت را سرِ کلاس اثبات کند اما به نظام و انقلاب، کاری نداشته باشد! اگر استاد معارف، انقلابی نباشد و به انقلاب و نظام، متعهد نباشد، قطعاً جایش اینجا نیست و باید با او برخورد شود. باید از این نظام دفاع کند؛ نه اینکه کسی بخواهد، اصطلاحاً «ریشۀ انقلاب» را در این کلاس‌ها بزند!

این انتظار از مدیران گروه معارف هست که یک کسانی را برای تدریس دروس معارف بیاورند که روحیۀ انقلابی در آن‌ها محسوس باشد؛ کسانی که خودشان را سرباز این نظام بدانند و از این نظام دفاع کنند. البته مدیر گروه معارف هم، وقتی استادی را دعوت به کار می‌کند، در آنچه که این استاد در کلاس بیان می‌کند، شریک است و مسئولیت بر دوش دارد. اگر استاد خوبی را آورده باشد، حتماً در حسنات او شریک است؛ و همین‌طور برعکس.

دفاتر نهاد و گروه‌های معارف، دو بالِ نهاد نمایندگی در دانشگاه‌ها هستند
ما نهاد نمایندگی را مثل پرنده‌ای می‌دانیم که دو تا بال دارد، یک بالش دفاتر نهاد در دانشگاه است و یک بالش هم گروه‌های معارف هستند. دفاتر نهاد در خیلی از دانشگاه‌ها اصلاً وجود ندارد، درحالی‌که گروه‌های معارف در اغلب دانشگاه‌ها وجود دارد، و اساتید معارف هم در همۀ دانشگاه‌ها هستند. دفاتر ما با درصد کمتری از دانشجویان ارتباط دارند، اما گروه‌های معارف با همۀ دانشجویان ارتباط دارند. لذا شعار ما در نهاد این است که حداقل باید 50درصد به گروه‌های معارف و 50درصد به دفاتر توجه کنیم.

از همۀ مسئولان دفاتر نهاد مکرراً خواسته‌ایم که در خدمت گروه‌های معارف باشند. و به ارتقای گروه‌های معارف و جذب اساتید در گروه‌های معارف کمک کنند.

گروه‌ها و دروس معارف برای ما یک فرصت طلایی است
ما گروه‌های معارف و دروس معارف را یک فرصت طلایی در دانشگاه‌ها می‌دانیم و فکر می‌کنیم که بسیاری از اهدافی که برای اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها و مسائل فرهنگی و هویتی دانشگاه‌ها داریم، توسط اساتید ما قابل دست‌یابی است. امروز این‌همه نیرو در دانشگاه‌ها هستند که می‌توانند با جوانان ارتباط پیدا کنند و تأثیرگذار باشند، شما کدام‌یک از انبیاء را سراغ دارید که این‌همه نیرو در اختیار داشته؟ ان‌شاءالله که از این فرصت به‌خوبی استفاده شود.

آقای رهبر واقعاً حجت را بر ما تمام کردند و گفتند: «این گوی و این میدان!» یعنی همه‌چیز برای کارکردنِ شما فراهم است و کسی مانع کار شما نیست؛ و این مسئولیت ما را بسیار سنگین می‌کند. البته امیدواریم که لوازمش هم فراهم شود و ان‌شاءالله ارادۀ راسخی وجود دارد که این لوازم هم تأمین شود.

ما برای رسیدگیِ ویژه به مباحث گروه‌های معارف، یک کمیتۀ معارف در همۀ دستگاه‌ها داریم؛ هم در وزارت علوم، هم در وزارت بهداشت و هم در دانشگاه آزاد. در این کمیتۀ ویژه، معاون آموزشی دانشگاه آزاد و معاون آموزشی و پژوهشی نهاد هم حضور دارند. البته یک دبیرخانۀ قوی‌تری نیاز هست که مصوبات این کمیته را پیگیری کند.

آقای کلانتری از پیش‌کسوت‌های دروس معارفند و می‌توانند کمک خوبی برای گروه‌های معارف باشند
خدا را شکر می‌کنیم که شخصیتی مثل جناب آقای کلانتری در «معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه» آزاد حضور پیدا کردند. ایشان از پیش‌کسوت‌های بحث دروس معارف و از پیش‌کسوت‌های نهاد هستند که مدتی در معاونت امور اساتید فعالیت کردند و مدتی هم ریاست دانشگاه معارف را برعهده داشتند. لذا ایشان در بحث دروس معارف، اشراف کامل دارند و می‌توانند کمک خوبی برای گروه‌های معارف باشند. گرچه، مجموعۀ دانشگاه آزاد باید به بحث گروه‌های معارف کمک کنند.

آقای دکتر رهبر حتماً بحث آموزش و ارتقاء اساتید را در همۀ بخش‌ها مدنظر دارند و ما هم در بخش معارف، به‌شدت به این آموزش و ارتقاء نیازمندیم. دوستان ما در گروه‌های معارف، حتماً باید از نظر علمی و ابزارهای آموزشی، به‌روزرسانی شوند. این آموزش مستمر، ان‌شاءالله در برنامۀ شما خواهد بود.

نحوۀ ارائۀ درس وصیت‌نامۀ امام(ره) مناسب نیست/ نگرانیم شأن امام(ره) به‌خوبی رعایت نشود
بنده یک نگرانی هم دارم که می‌خواهم عرض کنم. یکی از گنج‌های فوق‌العاده ارزشمند ما حضرت امام(ره) و وصیت‌نامۀ ایشان است. در دانشگاه آزاد در یک دوره‌ای تصمیم گرفتند که وصیت‌نامۀ امام(ره) هم به‌عنوان یک درس یک‌واحدی تدریس شود که این تصمیم قابل تقدیر است. اما گزارش‌هایی که ما داریم، نشان می‌دهد نحوۀ ارائۀ این درس، مناسب نیست و گاهی در شأن امام(ره) نیست.

برخی اساتید که این درس را تدریس می‌کنند، واقعاً برای این درس، آمادگی لازم را ندارند و معلوم نیست چه کسی متولی این کار است؟ ضمن اینکه نوع ارائۀ این درس هم در دانشگاه‌ها متفاوت شده است. بنا بود برای این درس، شهریه گرفته نشود ولی الان گزارش‌هایی هست که نشان می‌دهد بعضی از واحدها شهریه نمی‌گیرند و برخی می‌گیرند.

ما در عین حال که این درس را درس خوبی می‌دانیم، اما نگرانیم که شأن امام(ره) در این میان، به‌خوبی رعایت نشود. ضمن اینکه در خودِ دروس معارف اسلامی هم یک درسِ دو واحدی با عنوان اندیشۀ سیاسی امام(ره) وجود دارد که محورش همین وصیت‌نامۀ امام(ره) است. و اگر ما آن درس را تقویت کنیم، شاید نیاز نباشد یک درس جداگانه‌ای تحت این عنوان داشته باشیم. لذا به‌نظرم باید این مسئله سامان داده شود.

همین‌طور بحث «روخوانی قرآن» که آن هم نیاز به یک سامان‌دهی دارد؛ به‌گونه‌ای که هم حرمت قرآن حفظ شود و هم به‌گونه‌ای ارائه شود که دانشجویان حلاوت قرآن را احساس کنند.

پیشنهاد می‌دهیم کمیتۀ معارف در استان‌ها هم ایجاد شود/ دانشگاه آزاد در ارائۀ درس «دفاع مقدس» جزء بهترین‌ها بود 
و اما آخرین نکته: پیشنهاد ما این است که کمیتۀ معارف که در ستاد مرکز دانشگاه آزاد وجود دارد، در استان‌ها هم ایجاد شود. چون بخشی از مشکلات باید در استان‌ها حل شود. لذا اگر بتوانیم ادامۀ این کمیتۀ معارف را در استان‌ها داشته باشیم، بسیار خوب است.

یک درس اختیاری بسیار زیبا هم طراحی شده است به نام «درس دفاع مقدس» که دانشگاه آزاد در ارائۀ این درس، جزء بهترین‌ها بود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که هم استقبال از این درس، بسیار خوب بوده و هم ارائۀ آن توسط کسانی بود که عمدتاً اهل این فن بودند. لذا خواهش بنده این است که این درس هم مورد توجه قرار بگیرد. همان‌طور که جوان‌ها در اردوهای راهیان نور، مناطق دفاع مقدس را بازدید می‌کنند و این تأثیر معنوی و روحی خوبی بر آن‌ها دارد، این درس دفاع مقدس نیز همین‌طور است.

در پایان، وظیفۀ خودم می‌دانم که از یکایک مدیران و اساتید گروه‌های معارف تشکر کنم به‌خاطر زحماتی که می‌کشند و از خداوند برای آن‌ها توفیقات بیشتر برای انجام وظیفه در این مسیر را مسئلت می‌کنم. 

انتهای پیام/

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آرشيو