با پيروزي محمود احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري نهم، براي اولينبار در تاريخ جمهوري اسلامي ايران، تمام اركان قدرت در دست يك بخش از حاكميت قرار گرفت. جمهوري اسلامي از آغاز عمر خويش همواره داعيهي خدمت به مردم و رفع مشكلات آنان را در سر پرورش و بر زبان ميرانده است. به نظر ميرسد كه با يكپارچه شدن حاكميت و اجماع حاكمان بر سر اصول مشترك مبارزه با فساد، رفع تبعيض، برقراري عدالت و خدمترساني صادقانه به مردم، ديگر بهانهاي براي عدم تحقق شعارهاي تحقق نايافته ي جمهوري اسلامي باقي نمانده است. اينكه چگونه در بستري غيردموكراتيك اصول فوق تحقق مييابد، موضوع اين مقاله نيست؛ بلكه در اين مقاله سعي ميشود چگونگي بقاء و عمل هدفمند جنبش دانشجويي بهعنوان پيگيرترين جريان مدافع آزادي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي، در فضاي جديد پيش رو كه آن را در تقابل با حاكميت يكپارچهي اقتدارگرا قرار داده است، تبيين شود.
ايجاد هر تغييري در ساختارهاي جامعه از جمله ساختار سياسي، مستلزم اتخاذ استراتژي مناسب از سوي جريان حامل تغيير است. استراتژي بر آمده از سه عنصر گفتمان، شرايط زماني- مكاني و شيوهي عمل است. در ادامه سعي ميشود با توصيف اين سه عنصر در ارتباط با جنبش دانشجويي ايران، استراتژي اتخاذي مناسب جهت ادامهي عمل موِثر جنبش در مسير اهداف تعيين شده پيشنهاد شود.
الف) گفتمان: با نگاهي به مواضع فعالان دانشجويي در انتخابات رياست جمهوري نهم، دريافته ميشود كه آزادي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي گفتمان مسلط جنبش دانشجويي است. صرفنظر از اينكه فعالان دانشجويي در برههي انتخابات چهگونه پيگير اهداف خود بودهاند، بايد توجه داشت چه طرفداران تحريم و چه طرفداران مشاركت در انتخابات، كنش سياسي خود را معطوف به تلاش براي نزديكي هرچه بيشتر به آزادي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي ميدانستند. بهنظر ميرسد با توجه به اينكه نتايج حاصل از انتخابات اخير در ظاهر كمكي به پيشبرد گفتمان جنبش دانشجويي نكرده است، در برههي زماني بعد از انتخابات نيز گفتمان مسلط جنبش همان گفتمان پيشين خواهد بود. بهعبارت ديگر، تا زماني كه در ايران عقلانيت انتقادي روشنفكران و دانشگاهيان سركوب ميشود، جواب نقد و انديشه و دگرانديشي با سركوب و زندان پاسخ داده ميشود، اقليتهاي قومي و زباني از حقوق اوليهي خود محروم هماند، حاكميت و دولت تجليگاه خواص و نورچشميها است، زنان و مردان بهطور مساوي از حقوق شهروندي برخوردار نيستند، و تا زماني كه حقوق مدني مردم از قبيل آزادي بيان، تجمع، اعتصاب، مطبوعات مستقل و گردش آزاد اطلاعات توسط حاكميت نقض ميشود، مشاركت سياسي مردم توسط دستگاههاي هژمونيساز هدايت ميشود، حاكمان در برابر اعمال و كردار خويش پاسخگو نيستند، انتخابات فرمايشي برجاي انتخابات آزاد مينشيند، حوزهي خصوصي افراد توسط حاكميت مورد تعرض واقع مي شود، و تا زماني كه برابري فرصتها جهت كسب پايگاههاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي وجود ندارد و ملاك برتري رانت و وابستگي خانوادگي است، و تا زماني كه عدالت را تهي از آزادي بدون توجه به زيرساختهاي انسانمدارانهي آن دستاويز عوامفريبي رهبران نظام واقع ميشود، گفتمان و هدف جنبش دانشجويي آزادي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي است. (بياتA: )1384
ب) شرايط زماني - مكاني: جنبش دانشجويي در محيط اجتماعي- سياسي ايران با تجربهي انقلاب مشروطه 1285 و انقلاب اسلامي 1357 كه هر يك بهدنبال ايجاد تغيير و تحولات گسترده در ساختارهاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي بودهاند، واقع شده است. همچنين جامعهي ايران، دوران جنگ تحميلي )1358 -1366(، دوران موسوم به سازندگي )1368 -1376( و تجربهي 8 سال اصلاحات ناكام دوم خردادي )1376-1384( از طريق حضور در ساختار قدرت را از سر گذرانده و اكنون با رويگرداني از اصلاحطلبان حكومتي، ضمن همراهي با نهادهاي انتصابي، اصولگراترين نيروي مقاوم در برابر اصلاحات را با نشاندن بر سرير قدرت سه نهاد به ظاهر انتخابي شوراهاي شهر و روستا، مجلس و رياست جمهوري، حكومت را به طرز بيسابقهاي در تاريخ بعد از انقلاب 1357 يكپارچه ساخته است ، كه اين تغيير مستمر كارگزاران حكومتي و ايدههاي آنان، بيانگر خواست تغييرات اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي گسترده نزد مردم است.
همچنين جنبش دانشجويي در درون نهاد مدرني بهنام دانشگاه عمل ميكند كه پذيراي قشرهاي متفاوتي از جوانان با ويژگيهاي شخصيتي، فرهنگي و ديني متعلق به خاستگاههاي متفاوت اجتماعي است، كه سرعت فزايندهي تغيير و تحولات در جهان مدرن آنان را با چالشهاي اساسي در قبال هويتشان مواجه ساخته است. از اينرو آنان در كنار تحصيل علم و دانش بهطور مداوم، در پي بازانديشي در هويت فردي و جمعي خويش هستند. از خلال بازانديشي در هويت دانشجويان، مطالبات ديگري غير از آزادي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي شكل ميگيرند كه عموماً تلاش براي ارتقاء سطح زندگي روزمره را نشان ميدهند.
ج) شيوهي عمل: شيوهي عمل جنبش دانشجويي مبارزهي مسالمتآميز مدني است. در اين نوع مبارزه كاربرد خشونت تقبيح ميشود و راه رسيدن به هدف از طريق راهكارهايي نظير نافرماني مدني، اعتصاب، تجمع، فعاليت مطبوعاتي، گستردن پهنهي مطالبات، عدم همكاري با جريانهاي مقاوم در برابر تغيير و غيره دنبال ميشود. مبارزهي مسالمتآميز مدني با احترام به حقوق افراد از جمله مخالفان در بستر تلاش براي شكلدهي به جامعهاي مدني كه در آن حوزههاي خصوصي، عمومي و سياسي از يكديگر تفكيك شده است، شكل ميگيرد. پيگيري تشكيل تشكلها و NGOهاجهت گسترش و تعميق آگاهي و حركت هماهنگ عناصر حركت، مهمترين نقش را در سازماندهي افراد و به ثمر رسيدن اهداف برعهده دارد. (گنجي: )1384 تشكلها و NGOهاي مستقل كه از بودجهي عمومي ارتزاق نميكنند، با نظارت بر كار حكومت، آن را مورد نقد مداوم قرار ميدهند و از اين طريق به افشاي سياستهاي ناكارآمد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي آن ميپردازند.
استفاده از تمام ظرفيتهاي موجود در دانشگاه جهت كسب مجوز براي فعاليت كانونها و تشكلها در كنار تلاش براي آگاهيبخشي توسط نشريات دانشجويي كه باعث بالندگي فكري و خلاقيت عملي ميشود، به همراه گستردن پهنهي مطالبات دانشجويي همراه با نقد مداوم ساختار دانشگاه از جمله شيوههاي عملياتي مسالمتآميز جنبش دانشجويي است. از تركيب گفتمان، شرايط زماني- مكاني و شيوهي عمل جنبش دانشجويي، استراتژي اين جنبش جهت نيل به هدف نهايي حاصل ميشود. استراتژي جنبش دانشجويي بايد بر مبناي گفتمان آزادي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي با درنظر گرفتن جامعهي تحولطلب ايراني، حاكميت يكپارچهي اقتدارگرا، خواست ارتقاء سطح زندگي روزمرهي دانشجويان، از طريقي مسالمتآميز و بدون كاربرد خشونت تدوين ميشود.
جنبش دانشجويي در دوران جديد خود بايد از طرفي از جايگاه يكي از اركان جامعهي مدني، قدرت حاكم را نقد و اقتدار آن را به چالش بكشد و از طرف ديگر با توجه به هزينههاي معنوي مبارزهي سياسي صرف از فرصت يكپارچگي حاكميت استفاده كرده و با متمركز شد بر جامعهي مدني و جمعآوري نيرو از طريق مطرحكردن مطالبات فزايندهي گوناگون دانشجويان از پشتوانهي لازم جهت كنش سياسي برخوردار شود. به تعبيري، فعاليت جنبش دانشجويي در زمينههاي صنفي و اجتماعي به ارتقاء اهميت امر سياسي نزد آن دسته از دانشجوياني كه در وحلهي نخست اهتمامي نسبت به مطالبات سياسي جنبش نميورزند ميشود. (قادري: )1383 در جامعهاي همانند ايران كه حاكميت با دستاندازي در تمام وجوه زندگي مردم سعي در شكلدهي به آرا، افكار و اخلاقيات آنان دارد، طبيعي است كه طرح موضوعات اجتماعي و صنفي توسط دانشجويان، ناگزير آنان را به انتقاد از حوزهي سياسي و قدرت وا ميدارد. (رجايي: )1383 در اينجا است كه نقادي جنبش دانشجويي از هر چيز، نه براي نقد و نه نقدي آكادميك، در حيطهي آنچه كه در آموزشهاي رسمي به او ميگويند، بلكه صورت "نقد براي فراتر رفتن از مرحلهي اجتماعي خاصي بهسوي مرحلهاي تكامل يافتهتر( "پيران:)1381 كه همان نيل نهايي به جامعهاي آزاد و دموكراتيك است را به خود ميگيرد. در اين نوع نقد ساختارهاي سنتي و منحط اجتماعي و سياسي مورد چالش جدي و براي رفع مشكلات و مسايل به جاي پرداختن به ظاهر قضايا و ترميم نما، به ريشههاي آنها پرداخته ميشود.
جنبش دانشجويي با پرداختن به مطالبات مربوط به ارتقاء سطح زندگي روزمرهي دانشجويان، خواهان پاسخگويي حاكميت در برابر بخش عظيمي از مطالبات كه در ظاهر ربطي به امر سياسي ندارد، ميشود و از اين طريق ضمن روشنگري و آگاهسازي، به سازماندهي بدنهي خود جهت اعتراض مسالمتآميز نسبت به ساخت سياسي غيردموكراتيك و غيرپاسخگو ميپردازد. كسب اعتماد دانشجويان بايد همراه با كاهش فزايندهي بوروكراسي حاكم بر جنبش همراه باشد تا زمينهي مشاركت افراد بيشتري جهت حركت بهسمت اهداف فراهم شود (صبوري: .)1382 پس تشكلهاي دانشجويي بايد قدري از فضاي تشكيلاتي خود فاصله گرفته و امكانات خود را در اختيار عموم فعالان دانشجويي قرار دهند.
حاملان جنبش دانشجويي متعلق به لايهها و گروههاي غيرهمگني هستند؛ يعني گروههاي مختلفي امكان ورود به دانشگاه را پيدا ميكنند، كه بهواسطهي عامل پيوند دهندهي اعتراض نسبت به وضع موجود (احمدي: )1382 در جنبشي واحد گردهم ميآيند. ناهمگني فعالان دانشجويي فرصتي استثنايي براي پيوند جنبش دانشجويي با ساير جنبشهاي اجتماعي فراهم ميسازد؛ چرا كه يك فعال دانشجويي "صرفاً اكتيويست سياسي نيست. او كارش از جنس انديشه است و بايد فكر كند و به جامعه محصول فكري بدهد.( "جهانبگلو: )1382 ارتباط جنبش با بيرون از دانشگاه در دو سطح انجام ميگيرد: يكي اين كه جنبش دانشجويي ميتواند با جنبشهاي جديد زنان، قوميتها، محيطزيست، جوانان، تهيدستان و جنبش كارگران و معلمان ارتباط برقرار كرده و به آنان خوراك نظري لازم را بدهد، كه البته اين امر نيازمند همراهي روشنفكران است. (پيران: همان)؛ و در سطح دوم، تشكلهاي جنبش برقراري دانشجويي در صدد ارتباط با احزاب و تشكلهاي خارج از دانشگاه بر ميآيند تا از اين طريق بتوانند ضمن ردوبدل كردن تجربيات، زمينهي همراهي و اتحاد تمامي نيروهاي موِمن به آزادي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي را فراهم سازند. البته در اين سطح جنبش دانشجويي و فعالان آن بايد هوشيار باشند كه به فعال سياسي دانشجو تبديل نشوند (بيات:B )184 و آرمانهاي خود را تماماً به پاي احزاب و جرياناتي كه صرفاً بهدنبال قدرت سياسي هستند، فدا نكنند. در سطح اول از آنجايي كه دانشجو قبل از ورود به دانشگاه، واجد قوميت، جنسيت، طبقه و قشر اجتماعي است، جنبش دانشجويي ميتواند مطالبات مربوط به اين خصوصيتها را راساً در دانشگاه مطرح و پيگيري كند. بهعنوان مثال؛ اگر شمار زيادي از دانشجويان را دختران تشكيل ميدهند، پس چرا اغلب فعالان دانشجويي پسر هستند؟! در واقع دختران دانشجو در پسران فعال دانشجويي ادغام شدهاند و اين حاصل راحتانديشي دختران است. (كشاورز: )1383 دختران دانشجو ميتوانند با خودباوري و تلاش جهت رفع تبعيض، بهعنوان حاملان نيرومند و خلاق جنبش دانشجويي مطالبات خود را توامان در دو جنبش زنان و دانشجويي به پيش برند.
جنبش دانشجويي ايران در دوران جديد ميتواند با رجوع به تجربيات جنبش دانشجويي ساير كشورها با نيمنگاهي به ايدهها، تاكتيكها واستراتژيهاي عمل آنها، دروازههاي جديدي در برابر خود بگشايد. بهعنوان مثال جنبش دانشجويي كرهجنوبي )1987( توانست با تغيير تاكتيكهاي بهجا در مسير دموكراتيزاسيون كره جنوبي با پرداختن "به مسايل دروندانشگاهي، از قبيل رفاه دانشجويان و عزل استادان و روِساي طرفدار دولت" ضمن دستكشيدن از خشونت، اقبال مردم را نيز بهسوي خود جلب كند. (سيانكي: .)1383 هر چند بايد توجه داشت كه تدوين هر استراتژي كارآمد، مطابق توجه بهخصوصيات پيش گفته، مسير است اما بايد اشاره كرد كه رجوع به تجربيات ديگران ميتواند تاكتيكهاي متنوع و جديدي را در خدمت استراتژي تدوين شده قرار دهد. همچنان كه ميان آنچه كه دربارهي جنبش دانشجويي ايران در دوران جديد حيات آن گفته شد و ويژگيهاي جنبش دانشجويان 1968 فرانسه، نظير "تمركز حول اهداف مشخص و محدود مبارزاتي، خصلت كارناوالي، دفاع از اقليتها، هويت گفتماني و ...( "تاجيك: )1382 شباهتهايي وجود دارد. بايد متذكر شد، مطابق شرايط زماني- مكاني فرانسه 1968، اهداف جنبش به آنچه گفته ميشد محدود بود و فعالان آن غايت ديگري براي آن متصور نبودهاند. اما جنبش دانشجويي ايران در پس مطالباتي كه در مرحلهي نخست مطرح ميكند، با توجه به شرايط زماني- مكاني ايران امروز، مطالبات نهايي ديگري را تحت عنوان آزادي، دموكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعي مد نظر دارد.
با توجه به آنچه آورده شد، بهنظر ميرسد موِثرترين استراتژي براي بقا و نزديكي به اهداف جنبش دانشجويي ايران حضور مستمر و پرقدرت در جامعهي مدني همراه با گسترش پهنهي مطالبات است.
* سخنگوي فراكسيون دموكراسيخواه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران
Email:Bayat Mojtaba@Gmail.om
منابع:
بابك احمدي/ براي جنبش دانشجويي چه بايد كرد؟ / نشريهي نداي اصلاحات/ شمارهي 2و/3 تهران 1382
مجتبي بياتا/ جامعه شناسي جنبش دانشجويي/ روزنامهي توسعه/ دورهي جديد / شمارهي /1087 تهران 1384
مجتبي بياتا/ شما هم بمانيد/ خبرنامهي دانشجويان ايران/ خزر.ژسحذژح.سسس / خرداد 1384
پرويز پيران/ جنبش دانشجويي: پيشاهنگ جنبش اجتماعي/ نشريهي آفتاب/ شمارهي /21 تهران 1381
محمدرضا تاجيك/ دانشجوي ايراني و جنبش دانشجويي /1968 روزنامهي شرق/ شمارهي /85 تهران 1382
رامين جهانبگلو/ مصاحبه با رامين جهانبگلو/ نشريهي نداي اصلاحات/ شمارهي /1 تهران 1382
عليرضا رجايي/ جنبش دانشجويي و حوزهي مطالباتي/ نشريهي نامه/ شمارهي /33 تهران 1383
يان سيانكي/ جنبش دانشجويي كره جنوبي و پروژهي دموكراسيخواهي/ ترجمهي عباس كاظمي حسينيپور/ نشريهي نامه/ شمارهي /35 تهران 1383
منوچهر صبوري/ جزوهيي كلاسي درس جامعهشناسي سياسي/ دانشكدهي علوم اجتماعي دانشگاه تهران/ ترم اول سال تحصيلي 1382-83
حاتم قادري/ جنبش دانشجويي و حوزهي مطالباتي/ نشريهي نامه/ شمارهي /33 تهران .1383
ناهيد كشاورز/ مسوِوليت فردي زنان در دگرگوني شرايط خود/ پايگاه اينترنتي ايران امروز/ ذرح.شررزذح-ذچزخ.سسس / اسفند 1383
اكبر گنجي / مانيفست جمهوريخواهي / 2 خبرنامهي گويا / ذرح.ژسحزذچشررخ.سسس / خرداد .1384